پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، انتظار میرفت با توجه به زمینهسازیهایی که از سوی پیامبر(ص) صورت گرفته بود، امیرالمؤمنین(ع) مسئولیت اداره جامعه اسلامی را بر عهده بگیرد؛ اما در عمل، اتفاقی متفاوت رخ داد و جریان سیاسی جدیدی در سقیفه بنیساعده شکل گرفت. این حادثه در نهایت موجب شد امام علی(ع) از روند اصلی تصمیمگیری سیاسی کنار گذاشته شود و مسیر خلافت به شکلی متفاوت ادامه پیدا کند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امیرالمؤمنین(ع) در سخنان و خطبههای خود پس از رحلت پیامبر(ص)، به حوادثی که در سقیفه رخ داد اشاره کرده و از کنار گذاشته شدن حق عترت سخن گفته است. ایشان با توجه به نگرانی از ایجاد اختلاف میان مسلمانان و احتمال بازگشت جامعه به دوران کفر و بتپرستی، از برخوردی که میتوانست شکاف بیشتری در جامعه اسلامی ایجاد کند، خودداری کرد؛ هرچند این سکوت به معنای نادیده گرفتن آسیبهای واردشده به ساختار رهبری جامعه اسلامی نبود.
چرا گروهی بدون اطلاع امام علی(ع) در سقیفه جمع شدند؟
بنابر روایت حوزه، با وجود آنکه بر اساس دیدگاه شیعه، پیامبر اکرم(ص) زمینههای لازم را برای جانشینی امیرالمؤمنین(ع) فراهم کرده بود و انتظار میرفت پس از رحلت ایشان، علی(ع) زمام امور را در دست بگیرد، چنین اتفاقی رخ نداد. گروهی از مسلمانان بدون حضور امام علی(ع) و بنیهاشم در سقیفه گرد آمدند و درباره مسئله خلافت به گفتوگو و تصمیمگیری پرداختند.
در نتیجه این اتفاق، امیرالمؤمنین(ع) از صحنه سیاسی و مرکز تصمیمگیری جامعه کنار گذاشته شد و روندی آغاز شد که از دیدگاه شیعه، انحراف در مسیر خلافت به شمار میرفت.
شناخت ریشههای این رخداد مهم تاریخی نیازمند بررسی مجموعهای از عوامل اجتماعی، سیاسی و اعتقادی است. در ادامه، به چند عامل اساسی که در این زمینه مطرح شده است اشاره میشود.
۱. دنیاطلبی و عافیتخواهی
دنیاطلبی و ترجیح آسایش و حفظ موقعیت، بهویژه در میان برخی خواص و نخبگان جامعه آن روز، از جمله عواملی بود که میتوانست در بیتفاوتی نسبت به تحولات پس از رحلت پیامبر(ص) تأثیرگذار باشد.
مردمی که پیش از آن رشادتها و حضور برجسته امیرالمؤمنین(ع) را در میدانهای جهاد دیده بودند و سخنان پیامبر اکرم(ص) درباره جایگاه و شخصیت علی(ع)، از جمله مسئله وصایت ایشان را شنیده بودند، در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ اسلام، از حمایت عملی امام بازماندند.
در این شرایط، گروهی که در رأس آنان خلیفه اول و دوم قرار داشتند، در سقیفه وارد عرصه تصمیمگیری درباره قدرت شدند و در نهایت، امیرالمؤمنین(ع) از جایگاه سیاسی مورد انتظار کنار گذاشته شد.
از این منظر، ترس از دست دادن جان، مال و موقعیت اجتماعی و همچنین نگرانی از پیامدهای احتمالی مخالفت با جریان سقیفه، سبب شد بخشی از مردم موضعگیری آشکاری نداشته باشند. آنان سکوت و کنارهگیری را برای خود کمهزینهتر دیدند و از ورود به عرصهای که احتمال خطر در آن وجود داشت، خودداری کردند؛ رویکردی که در این تحلیل، ناشی از ضعف ایمان و غلبه ملاحظات دنیوی بر مسئولیت دینی دانسته شده است.
۲. قوممحوری و قبیلهگرایی
جامعه اسلامی در زمان رحلت پیامبر(ص)، عمدتاً از مسلمانان مکه و مدینه، یعنی مهاجران و انصار، تشکیل شده بود. با وجود تحولی که اسلام در ساختار فکری و اجتماعی مردم ایجاد کرده بود، پیوندهای قومی و فرهنگ قبیلهای همچنان در بخشهایی از جامعه اثرگذار بود و در تصمیمگیریهای سیاسی نیز خود را نشان میداد.
بلافاصله پس از رحلت پیامبر(ص)، مهاجران مکه که ابوبکر و همفکران او در میان آنان قرار داشتند، در برابر انصار قرار گرفتند. در سوی دیگر، بخش عمدهای از انصار نیز با محوریت سعد بن عباده، رئیس خزرجیان، درباره آینده رهبری جامعه اسلامی به بحث پرداختند.
در نهایت، این رقابت میان مهاجران و انصار به سود جریان مهاجران پایان یافت و ابوبکر به خلافت رسید.
در چنین فضایی، نشانههایی از فرهنگ قبیلهای و رقابتهای اجتماعی دوران جاهلیت همچنان دیده میشد و دو گروه مهاجر و انصار بر سر آینده سیاسی جامعه با یکدیگر وارد رقابت شده بودند. در این میان، تنها شمار محدودی از یاران وفادار پیامبر(ص) و رجال بنیهاشم بر حمایت از امیرالمؤمنین(ع) باقی ماندند.
با این حال، این گروه از نظر تعداد و قدرت اجتماعی در شرایطی نبودند که بتوانند روندی را که در سقیفه آغاز شده بود، تغییر دهند. از سوی دیگر، جریانهایی که بعدها در قالب ناکثین، مارقین و دیگر گروههای مخالف امیرالمؤمنین(ع) ظاهر شدند، نشان دادند که در میان برخی مدعیان نزدیکی به پیامبر(ص)، گرایشهای متفاوتی وجود داشته است.
۳. نزدیک بودن زمان اسلام آوردن بخشی از مسلمانان
عامل دیگری که در تحلیل تحولات پس از رحلت پیامبر(ص) مورد توجه قرار گرفته، این است که بسیاری از مسلمانان آن دوره، مدت زیادی از اسلام آوردنشان نمیگذشت.
طبیعی بود افرادی که هنوز فرصت کافی برای آشنایی عمیق با آموزههای قرآن و معارف اسلامی پیدا نکرده بودند، در چنین شرایط حساسی نتوانند همانند مسلمانان باسابقه و آگاه تصمیمگیری کنند. از سوی دیگر، جامعه اسلامی با خطر اختلاف داخلی و حتی بازگشت برخی گروهها از اسلام مواجه بود.
امیرالمؤمنین(ع) نیز در سخنانی که در روزهای نخست حکومت خود بیان کرد، به این شرایط اشاره کرده است.
عبدالله بن جناده نقل میکند که در نخستین روزهای زمامداری علی(ع) از مکه وارد مدینه شد. در آن هنگام، مردم در مسجد پیامبر(ص) گرد آمده و منتظر ورود امام بودند. ناگهان امیرالمؤمنین(ع) در حالی که شمشیر خود را به همراه داشت، از خانه خارج شد. نگاه مردم به سوی او جلب شد و امام در جایگاه سخنرانی قرار گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند فرمود:
«هان ای مردم! آگاه باشید روزی که پیامبر گرامی از میان ما رخت بر بست، فکر میکردیم کسی با ما، درباره حکومتی که او پی افکنده بود، نزاع و رقابت نمیکند و به حق ما چشم طمع نمیدوزد زیرا ما وارث و ولی و عترت او بودیم، اما برخلاف انتظار، گروهی از قوم ما به حق ما تجاوز کرده و خلافت را از ما سلب کردند و حکومت به دست دیگران افتاد.»
امام(ع) سپس با اشاره به شرایط آن روزگار، تأکید میکند که اگر نگرانی از ایجاد شکاف و اختلاف میان مسلمانان و بیم بازگشت کفر و بتپرستی به سرزمین اسلامی وجود نداشت، برخورد ایشان با این جریان به شکل دیگری صورت میگرفت:
«لکنّا عَلی غَیرِ ماکُنّا لَهُم عَلَیه».
این سخنان نشان میدهد که از نگاه امیرالمؤمنین(ع)، حفظ اصل اسلام و جلوگیری از فروپاشی جامعه اسلامی از جمله عواملی بود که در نوع واکنش ایشان نسبت به تحولات پس از رحلت پیامبر(ص) تأثیر داشت.
۴. کینه و دشمنی نسبت به امیرالمؤمنین(ع)
از دیگر عواملی که در این زمینه مطرح شده، وجود دشمنی و کینه نسبت به شخصیت امیرالمؤمنین(ع) در میان برخی قبایل است.
قبایل متعددی که در مکه، مدینه و مناطق اطراف زندگی میکردند، در دوران پیش از اسلام و سالهای نخست ظهور اسلام، در برابر پیامبر(ص) و مسلمانان قرار گرفته بودند. علی(ع) در بسیاری از نبردها در مقابل این گروهها ایستاد و شماری از جنگجویان و چهرههای سرشناس آنان را شکست داد.
از این رو، گفته شده است که برخی افراد، اگرچه بعدها اسلام آوردند و به جامعه اسلامی پیوستند، اما دشمنیها و کینههای پیشین خود نسبت به امیرالمؤمنین(ع) را بهطور کامل از دست نداده بودند. در نتیجه، بخشی از مخالفتها با علی(ع) میتوانست ریشه در همان دشمنیهای گذشته داشته باشد.
مجموعه عواملی که به شکلگیری سقیفه انجامید
بر اساس این تحلیل، شکلگیری سقیفه و کنار گذاشته شدن امیرالمؤمنین(ع) را نمیتوان صرفاً نتیجه یک عامل دانست. مجموعهای از عوامل در این اتفاق نقش داشتند؛ از دنیاطلبی و عافیتخواهی برخی افراد گرفته تا باقی ماندن روحیه قبیلهای، تازهمسلمان بودن گروهی از مردم، نگرانی از ایجاد اختلاف و ارتداد و همچنین کینههای دیرینه نسبت به علی(ع).
در کنار این عوامل، قدرتطلبی برخی چهرههای مطرح در میان اصحاب پیامبر(ص)، محافظهکاری بخشی از نخبگان و وجود گرایشهای نفاقآلود نیز از جمله مواردی است که در تحلیل این رخداد مورد توجه قرار گرفته است.
مجموع این شرایط سبب شد بخش قابل توجهی از جامعه در برابر تحولات سیاسی پس از رحلت پیامبر(ص) واکنش مؤثری نشان ندهد و در نهایت، جریان سقیفه شکل بگیرد و ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شود.
از دیدگاه شیعه، این اتفاق موجب شد مسیر خلافت از جایگاهی که برای امیرالمؤمنین(ع) بر اساس وصایت پیامبر(ص) در نظر گرفته شده بود، فاصله بگیرد و علی(ع) از مرکز قدرت و تصمیمگیری سیاسی جامعه اسلامی کنار گذاشته شود.
برای آگاهی بیشتر میتوان به کتاب سیره پیشوایان، نوشته مهدی پیشوایی، مراجعه کرد.
پینوشتها:
۱. پژوهشی عمیق پیرامون زندگی علی(علیهالسلام)، جعفر سبحانی، ص۲۰۱ تا ۲۰۹، چاپ سوم، ۱۳۶۶، انتشارات جهانآراء.
۲. شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج۱، ص۳۰۷، چاپ اول قاهره، دارالاحیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ هجری قمری.
۳. جعفر سبحانی، همان، ص۲۱۹.
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی
کد مطلب 2280104
-
راز شکلگیری سقیفه چه بود؟ ۴ عاملی که مسیر خلافت را تغییر داد
-
تأکید آیتالله جوادی آملی بر اجتهاد و عدالت در اداره جامعه؛ «این، نظم است»
-
چهار شکر مهم در هر روز
-
«خدایا به من نده، از من بگیر!»؛ دعای متفاوتی که استاد مطهری به آن اشاره میکند
-
روزیِ بیمنت خدا؛ چرا رزق الهی با هیچ بخششی قابل مقایسه نیست؟