از گفتن تا گفت‌وگو؛ چرا زبان سنتی با نسل جدید فاصله گرفته است؟

از گفتن تا گفت‌وگو؛ چرا زبان سنتی با نسل جدید فاصله گرفته است؟

نسل جدید در جهانی متفاوت از گذشته رشد کرده است؛ جهانی که در آن شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های نوین و دسترسی گسترده به اطلاعات، شیوه شکل‌گیری باورها و نگرش‌ها را دگرگون کرده‌اند. در چنین فضایی، انتقال آموزه‌های دینی دیگر نمی‌تواند صرفاً بر تکرار روش‌های سنتی استوار باشد؛ چراکه نوجوان امروز بیش از آنکه مخاطب منفعل پیام‌ها باشد، پرسشگر است و می‌خواهد نسبت میان باورهای دینی و زندگی واقعی خود را بفهمد. از همین رو، به نظر می‌رسد مسیر ارتباط با این نسل بیش از «گفتن»، به «شنیدن، اعتماد و گفت‌وگوی واقعی» نیاز دارد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در جهان امروز، حفظ پیوند میان نسل جوان و میراث دینی بیش از گذشته به اعتماد، گفت‌وگوی دوسویه، شناخت دقیق مخاطب و توانایی مرتبط کردن مفاهیم دینی با مسائل انسان معاصر وابسته است.

رابطه نسل جدید با آموزه‌های دینی طی سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم فرهنگی و اجتماعی در کشور تبدیل شده است. نوجوانان و جوانان امروز در فضایی متفاوت از نسل‌های پیشین رشد می‌کنند؛ فضایی که در آن مرزهای ارتباطی تا حد زیادی از میان رفته، دسترسی به اطلاعات گسترده شده و شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های بین‌المللی و فناوری‌های نوین، نقش قابل توجهی در شکل‌گیری هویت، نگرش و سبک زندگی افراد ایفا می‌کنند.

در چنین شرایطی، انتقال مفاهیم دینی نمی‌تواند تنها بر شیوه‌های سنتی آموزش و تبلیغ تکیه داشته باشد. مسئله فقط تغییر ابزارهای ارتباطی نیست؛ بلکه نوع مواجهه نسل جدید با دانش، مرجعیت و باور نیز دستخوش تغییر شده است.

نوجوان امروز صرفاً دریافت‌کننده یک پیام نیست؛ او سؤال می‌کند، مقایسه می‌کند و می‌خواهد بداند چرا باید یک گزاره را بپذیرد و آن گزاره چه ارتباطی با زندگی واقعی او دارد. از سوی دیگر، فاصله احتمالی میان برخی مفاهیم رسمی و تجربه روزمره جوانان نیز می‌تواند بر کیفیت این ارتباط اثر بگذارد.

در این شرایط، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان بدون فاصله گرفتن از اصول و آموزه‌های دینی، زبان و شیوه انتقال آنها را متناسب با اقتضائات جهان جدید بازتعریف کرد؟

بنابر روایت مهر، برای بررسی این موضوع با «هادی زینی»، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه معارف اسلامی، مشروح گفتگو را در ادامه مطالعه فرمایید.

برای آغاز بحث، چرا انتقال آموزه‌های دینی به نوجوانان و جوانان امروز دشوارتر از گذشته به نظر می‌رسد؟

بخشی از این دشواری به تغییر اساسی محیط اجتماعی مربوط می‌شود. نسل‌های گذشته با منابع محدودتری برای دریافت اطلاعات مواجه بودند. خانواده، مدرسه، مسجد، کتاب و رسانه‌های رسمی، مهم‌ترین منابعی بودند که ذهنیت و نگرش آنان را شکل می‌دادند. اما امروز یک نوجوان در طول یک روز می‌تواند با روایت‌ها، ارزش‌ها، سبک‌های زندگی و نظام‌های فکری متنوعی روبه‌رو شود.

این شرایط الزاماً به معنای تضعیف باورهای دینی نیست، بلکه نشان می‌دهد بستر شکل‌گیری باور تغییر کرده است. نوجوان امروز می‌تواند درباره یک موضوع، دیدگاه‌های مختلفی پیدا کند، آنها را کنار یکدیگر قرار دهد و با هم مقایسه کند. بنابراین اگر همچنان با این نگاه با او برخورد کنیم که تنها یک منبع برای دریافت اطلاعات وجود دارد و نوجوان فقط باید پیام را دریافت کند، احتمال شکل‌گیری یک ارتباط مؤثر کاهش پیدا می‌کند.

آیا پرسشگری نسل جدید را باید نشانه فاصله گرفتن او از دین تلقی کرد؟

خیر. نباید هر پرسش و ابهامی را به معنای فاصله گرفتن از دین دانست. پرسشگری می‌تواند بخش طبیعی فرآیند رشد فکری انسان باشد. نوجوان ممکن است درباره خدا، معاد، نماز، حجاب، عدالت، آزادی یا نسبت دین با زندگی مدرن سؤال داشته باشد و طرح چنین پرسش‌هایی به خودی خود نشانه بی‌اعتقادی نیست.

مسئله زمانی جدی می‌شود که نوجوان احساس کند محیط مناسبی برای مطرح کردن پرسش‌هایش ندارد. اگر نتواند سؤال خود را در خانواده یا مدرسه مطرح کند، طبیعی است که برای یافتن پاسخ به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مراجعه کند. بنابراین به جای آنکه از پرسشگری هراس داشته باشیم، باید آن را به رسمیت بشناسیم و امکان ارائه پاسخ‌های منطقی، روشن و قابل فهم را فراهم کنیم.

پس آیا باید از روش «گفتن و آموزش دادن» به سمت «گفت‌وگو» حرکت کنیم؟

دقیقاً. یکی از تغییرات مهمی که به آن نیاز داریم، همین حرکت از انتقال یک‌طرفه پیام به سمت گفت‌وگوی دوسویه است. آموزش مفاهیم دینی نباید صرفاً به این شکل باشد که به نوجوان گفته شود «این درست است و باید آن را بپذیری»، بدون آنکه فرصت طرح پرسش «چرا؟» برای او وجود داشته باشد.

گفت‌وگو به معنای کنار گذاشتن اصول نیست. اتفاقاً گفت‌وگو می‌تواند زمینه درک عمیق‌تر اصول را فراهم کند. نوجوان باید این امکان را داشته باشد که درباره یک باور سؤال کند، استدلال بشنود، نقد کند و حتی مدتی درباره آن بیندیشد. باور پایدار زمانی شکل می‌گیرد که فرد احساس کند در فرآیند فهم و انتخاب خود نیز سهم و نقش داشته است.

برخی معتقدند باز گذاشتن میدان پرسشگری ممکن است باعث تضعیف باورهای دینی شود. نظر شما چیست؟

اگر یک باور فقط از طریق جلوگیری از پرسش حفظ شود، نمی‌توان انتظار داشت که در برابر نخستین چالش جدی همچنان پایدار بماند. نوجوان امروز دیر یا زود با پرسش‌ها و دیدگاه‌های گوناگون مواجه خواهد شد. بهتر است این مواجهه در محیطی امن و در کنار افراد آگاه صورت گیرد.

باید به نوجوان بیاموزیم که پرسیدن، اندیشیدن و حتی تجربه دوره‌ای از تردید می‌تواند بخشی از مسیر شناخت باشد. مسئله مهم این است که او توانایی تشخیص، استدلال و گفت‌وگو را به دست آورد. در کنار آن، پاسخ‌های دینی نیز باید روشن، مستدل و متناسب با سن، شرایط و تجربه مخاطب ارائه شوند.

خانواده در این فرآیند چه جایگاهی دارد؟

خانواده همچنان مهم‌ترین محیط برای شکل‌گیری شخصیت و ارزش‌های فرد است. اما خانواده نباید تنها نقش «آموزش‌دهنده» را ایفا کند؛ بلکه باید در عمل نیز «الگو» باشد.

نوجوان رفتار والدین خود را با دقت مشاهده می‌کند. اگر پدر و مادر از صداقت، عدالت، احترام، مسئولیت‌پذیری و اخلاق سخن بگویند اما رفتار روزمره آنها با این مفاهیم هماهنگ نباشد، اثرگذاری سخنانشان کاهش پیدا می‌کند. برای کودک و نوجوان، رفتار والدین در بسیاری از مواقع آموزنده‌تر از حرف‌های آنهاست.

از سوی دیگر، خانواده باید فضای مناسبی برای پرسش درباره مسائل اعتقادی ایجاد کند. گاهی والدین تصور می‌کنند اگر فرزندشان درباره یک موضوع دینی دچار سؤال یا تردید شد، باید بلافاصله او را سرزنش کنند. این واکنش ممکن است باعث شود نوجوان مسائل ذهنی خود را پنهان کند و برای پیدا کردن پاسخ به سراغ منابع دیگری برود.

مدرسه در این میان چه مسئولیتی دارد؟

مدرسه می‌تواند یکی از مهم‌ترین فضاها برای شکل‌گیری گفت‌وگوی دینی باشد؛ اما برای رسیدن به این هدف، آموزش دینی باید از قالب صرفاً حافظه‌محور فاصله بگیرد. اگر دانش‌آموز تصور کند درس دینی تنها مجموعه‌ای از مطالب است که باید برای امتحان حفظ شوند، ارتباط آنها با زندگی واقعی را کمتر درک خواهد کرد.

موضوعاتی که دانش‌آموز هر روز با آنها روبه‌روست باید وارد این گفت‌وگو شوند؛ موضوعاتی مانند عدالت، دوستی، دروغ، مسئولیت اجتماعی، موفقیت، شکست، احترام به دیگران، معنای زندگی، مصرف‌گرایی، فضای مجازی و حتی آینده شغلی.

اگر این مسائل از منظر اخلاق و آموزه‌های دینی بررسی شوند، دانش‌آموز می‌تواند درک کند که دین فقط مجموعه‌ای از مناسک نیست، بلکه می‌تواند چارچوبی برای فکر کردن درباره زندگی و مسائل آن باشد.

فضای مجازی را باید بیشتر یک تهدید دانست یا یک فرصت؟

نمی‌توان درباره آن یک پاسخ مطلق ارائه کرد. فضای مجازی همزمان می‌تواند فرصت و تهدید باشد. تهدید از این جهت که اطلاعات نادرست و روایت‌های سطحی می‌توانند با سرعت زیادی منتشر شوند. اما از طرف دیگر، این فضا فرصتی کم‌نظیر برای ارتباط با نسل جدید در اختیار ما قرار داده است.

مسئله اصلی این است که چگونه از این ظرفیت استفاده کنیم. اگر تصور کنیم تولید محتوای دینی فقط به انتشار سخنرانی‌های طولانی یا پیام‌های رسمی محدود می‌شود، بخشی از مخاطبان خود را از دست خواهیم داد.

باید زبان رسانه را شناخت و قالب‌هایی مانند روایت، تصویر، ویدئو، گفت‌وگو و محتوای کوتاه و جذاب را جدی گرفت. البته موضوع فقط جذاب بودن محتوا نیست. محتوای دینی که در فضای مجازی تولید می‌شود باید معتبر، دقیق و صادقانه باشد. نوجوان امروز خیلی سریع تناقض‌ها را تشخیص می‌دهد. بنابراین اعتماد، در بسیاری از موارد مهم‌تر از تبلیغ مستقیم است.

آیا برای ارتباط مؤثر با نسل جدید لازم است زبان دینی را تغییر دهیم؟

باید میان اصل پیام و شیوه انتقال آن تفاوت قائل شویم. ممکن است یک مفهوم ثابت دینی در دوره‌های مختلف با زبان‌های متفاوتی بیان شود. همان‌طور که زبان ادبیات، هنر و رسانه در طول زمان تغییر کرده است، زبان گفت‌وگوی دینی نیز باید بتواند خود را با شرایط جدید هماهنگ کند.

این مسئله به معنای تغییر اصول نیست؛ بلکه به معنای شناخت مخاطب است. باید بدانیم نوجوان امروز چگونه فکر می‌کند، چه دغدغه‌هایی دارد و با چه واژه‌ها و روش‌هایی ارتباط بهتری برقرار می‌کند.

زبان آمرانه، کلی‌گویی و تکرار برای بسیاری از نوجوانان جذابیت چندانی ندارد. در مقابل، صداقت، گفت‌وگو، استدلال و مرتبط کردن مفاهیم با مسائل واقعی زندگی می‌تواند ارتباط مؤثرتری ایجاد کند.

یکی از انتقادهایی که مطرح می‌شود این است که گاهی دغدغه‌های واقعی جوانان در گفت‌وگوهای دینی دیده نمی‌شود. این مسئله تا چه اندازه اهمیت دارد؟

اهمیت آن بسیار زیاد است. اگر درباره اخلاق و دین صحبت کنیم اما سراغ دغدغه‌های واقعی جوانان نرویم، طبیعی است که میان این دو حوزه فاصله ایجاد شود.

جوان امروز درباره آینده شغلی، ازدواج، روابط انسانی، مهاجرت، موفقیت، تنهایی، اضطراب، عدالت اجتماعی و معنای زندگی سؤال دارد. اگر گفت‌وگوی دینی نتواند با این مسائل ارتباط برقرار کند، ممکن است جوان احساس کند دین پاسخ مناسبی برای زندگی واقعی او ندارد.

به همین دلیل باید از خودمان بپرسیم که یک آموزه دینی چه نسبتی با تجربه‌های روزمره انسان دارد. زمانی که بتوانیم این ارتباط را با زبانی روشن توضیح دهیم، مفاهیم دینی از حالت انتزاعی خارج شده و به مسائل ملموس زندگی نزدیک‌تر می‌شوند.

آیا استفاده از چهره‌های مشهور و اینفلوئنسرها می‌تواند در انتقال مفاهیم دینی مؤثر باشد؟

این کار ممکن است مؤثر باشد، اما صرف مشهور بودن یک فرد کافی نیست. مخاطب امروز خیلی زود متوجه می‌شود که آیا یک فرد واقعاً با موضوع ارتباط دارد یا صرفاً در حال ایفای یک نقش رسانه‌ای است.

برای برقراری ارتباط مؤثر با نسل جدید، علاوه بر دانش دینی، مهارت ارتباطی، شناخت جامعه و درک مسائل نسل جوان نیز اهمیت دارد. گاهی یک معلم، روحانی، نویسنده یا فعال فرهنگی که توانایی گفت‌وگویی صادقانه با مخاطب دارد، می‌تواند بسیار بیشتر از یک چهره مشهور اعتماد ایجاد کند.

آیا در این شرایط باید درباره برخی روش‌های گذشته در تبلیغ و آموزش دینی نیز بازنگری کرد؟

هر حوزه‌ای به بازنگری مستمر نیاز دارد. اگر روش‌های گذشته در شرایط زمانی خود مؤثر بوده‌اند، لزوماً به این معنا نیست که امروز نیز با همان میزان اثربخشی کار کنند.

جامعه تغییر کرده، ابزارهای ارتباطی دگرگون شده‌اند و تجربه زیسته مخاطب نیز تفاوت پیدا کرده است. البته بازنگری نباید به معنای نفی گذشته باشد. باید نقاط قوت تجربه‌های گذشته را حفظ کنیم و همزمان روش‌های جدید ارتباطی را نیز بشناسیم.

مسئله اساسی این است که هدف را با ابزار اشتباه نگیریم. هدف، انتقال ارزش‌ها و مفاهیم است و ابزار می‌تواند متناسب با شرایط زمان تغییر کند.

اگر قرار باشد خانواده‌ها، مدارس و نهادهای فرهنگی یک توصیه مشترک دریافت کنند، آن توصیه چه خواهد بود؟

به نظر من باید از «با نسل جدید سخن گفتن» به سمت «با نسل جدید گفت‌وگو کردن» حرکت کنیم. تفاوت این دو بسیار مهم است.

در حالت نخست، پیام از قبل آماده شده و ما تنها به دنبال مخاطب هستیم؛ اما در حالت دوم، ابتدا مخاطب را می‌شناسیم، پرسش‌های او را می‌شنویم و سپس با زبان مناسب وارد گفت‌وگو می‌شویم.

همچنین باید از نگاه صفر و یکی به نوجوانان فاصله بگیریم. نوجوانی که امروز درباره یک موضوع دینی سؤال می‌کند، الزاماً نوجوانی بی‌اعتقاد نیست. حتی ممکن است در حال شکل دادن به رابطه‌ای عمیق‌تر، آگاهانه‌تر و شخصی‌تر با باورهای خود باشد.

اگر بخواهید مهم‌ترین اصل در انتقال آموزه‌های دینی به نسل جدید را در یک جمله بیان کنید، چه می‌گویید؟

مهم‌ترین اصل این است که پیش از آنکه بخواهیم به نسل جدید پاسخ بدهیم، باید یاد بگیریم سؤال‌های او را بشنویم.

نوجوان و جوان امروز بیش از آنکه به پیام‌های بیشتر نیاز داشته باشد، به رابطه‌ای بر پایه اعتماد، احترام و گفت‌وگو نیاز دارد. اگر احساس کند پرسش‌هایش جدی گرفته می‌شوند، می‌توان درباره دشوارترین مسائل نیز با او وارد گفت‌وگو شد.

دین زمانی می‌تواند برای نسل جدید به یک امر زنده و معنادار تبدیل شود که جوان بتواند ارتباط آن را با زندگی خودش مشاهده کند؛ با اخلاق، خانواده، دوستی، عدالت، مسئولیت، آینده و معنای زندگی.

بنابراین شاید مسئله اصلی این نباشد که چگونه آموزه‌های دینی را بیشتر به نسل جدید منتقل کنیم؛ بلکه باید پرسید چگونه می‌توان شرایطی فراهم کرد که نسل جدید بتواند این آموزه‌ها را بفهمد، درباره آنها سؤال کند و نسبتشان را با زندگی خود کشف کند.

در جهان شبکه‌ای امروز، حفظ پیوند میان نسل جوان و میراث دینی بیش از هر چیز به اعتماد، گفت‌وگوی واقعی، شناخت دقیق مخاطب و توانایی پیوند دادن مفاهیم دینی با مسائل انسان معاصر وابسته است.

کد مطلب 2279624

  • از گفتن تا گفت‌وگو؛ چرا زبان سنتی با نسل جدید فاصله گرفته است؟

    از گفتن تا گفت‌وگو؛ چرا زبان سنتی با نسل جدید فاصله گرفته است؟

  • ببینید| کلید حل مشکلات کشور در قرآن و اهل‌بیت(ع) است؛ راه دیگری جواب نداد

    ببینید| کلید حل مشکلات کشور در قرآن و اهل‌بیت(ع) است؛ راه دیگری جواب نداد

  • احکام شرعی | نماز فرزند در وطن مادر چه حکمی دارد؟

    احکام شرعی | نماز فرزند در وطن مادر چه حکمی دارد؟

  • توازن مهر و مسئولیت؛ راهنمای مدیریت زمان برای مادرانی که هم کار می‌کنند و هم درس می‌پرسند

    توازن مهر و مسئولیت؛ راهنمای مدیریت زمان برای مادرانی که هم کار می‌کنند و هم درس می‌پرسند

  • ترسی که آزادی می‌آورد؛ قرآن درباره قدرتی که انسان را از همه جز خدا بی‌نیاز می‌کند چه می‌گوید؟

    ترسی که آزادی می‌آورد؛ قرآن درباره قدرتی که انسان را از همه جز خدا بی‌نیاز می‌کند چه می‌گوید؟

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha