به مناسبت سال جدید تحصیلی
مطلبی درباره مدرسهای در آلمان خواندم: «آموزش شادی» در مدرسه. مطالعه در این زمینه را دنبال کردم. آیا میتوان «آموزش شادی» را بخشی از آموزش مدرسهای دانست؟
در روزهایی که هنوز سایه جنگ کاملاً از سر جامعه کنار نرفته و بعضی کودکان و خانوادهها با اضطراب، فقدان و تروماهای ناشی از آن دستوپنجه نرم میکنند، سخن گفتن از شادی ممکن است نامتناسب به نظر آید. اما شاید درست در چنین روزهایی باید بیشتر درباره آن فکر کرد.
آموزش شادی به معنای نادیده گرفتن رنج یا وادار کردن کودکان به «شاد بودن» نیست؛ بلکه میتواند آموزش مهارتهایی باشد برای مواجهه با رنج، حفظ رابطه با دیگران، شناخت احساسات، بازسازی امید و یافتن معنا.
در رویکرد علمی و مثبتنگر خوشبینی و برخی مهارتهای مرتبط با شادکامی را میتوان آموزش داد.
در این نگاه، مدرسه نه فقط محل انتقال دانش، که جایی است برای شناخت هیجانها، خودآگاهی، تابآوری، روابط سالم، همدلی و یافتن معنا و هدف.
برنامهای برای «شادکامی در مدرسه» میتواند شناخت شادی و هیجانها، تفاوت شادی لحظهای و پایدار، قدردانی، ذهنآگاهی، تمرینهای تنفسی و شناخت نقاط قوت فردی را دربرگیرد.
همدلی، شنیدن فعال، ارتباط مثبت، حل تعارض بدون خشونت، هدفگذاری شخصی و نگاه کردن به شکست به منزله فرصتی برای یادگیری نیز میتوانند بخشی از این برنامه باشند؛ مؤلفههایی که در الگوهای «مدارس شاد» دیده میشوند.
مهم آنکه چنین درسی نباید به یک کلاس نظری دیگر تبدیل شود. باید با زندگی واقعی مدرسه پیوند بخورد: با بازی، کار گروهی، گفتوگو، گردش هیجانی، دفتر سپاسگزاری و انجام کارهای مهربانانه.
داستان، ویدئو و رسانههای تعاملی نیز میتوانند به این یادگیری کمک کنند.
حتی لازم نیست درسی مستقل باشد. میتوان آن را با علوم انسانی، هنر و ورزش پیوند داد یا در قالب جلسات کوتاه ۲۰ تا ۳۰ دقیقهای هفتگی و دورههای فصلی چهار تا پنج هفتهای اجرا کرد.
اما مدرسه بهتنهایی کافی نیست. در این میان، کتابفروشی میتواند بخشی از این اکوسیستم باشد.
یک سال و نیم پیش در لتونی، با Patrick van Hees، پژوهشگر و نویسنده حوزه شادی، دیدار و درباره همین موضوع گفتوگو کردم. او در همایش کتابفروشان اروپا با عنوان The Happy Bookseller: The Science Behind Bookselling and Happiness درباره همین ایده سخن گفت: کتابفروش میتواند فقط فروشنده کتاب نباشد؛ میتواند گسترشدهنده شادی باشد و کتابفروشی میتواند فراتر از یک فضای تجاری، محلی برای ارتباط، کنجکاوی، گفتوگو و شکلگیری جامعه باشد.
این نگاه برای من جالب بود؛ چون شاید از همینجا بتوان به نقش شهر کتاب هم فکر کرد.
شهر کتاب میتواند مکمل مدرسه و خانواده باشد؛ نه با افزودن یک کلاس دیگر، بلکه با ساختن فضایی فرهنگی برای خواندن، گفتوگو، بازی، هنر، کشف کردن و با هم بودن.
اگر مدرسه محل آموزش است و خانواده بستر اصلی رشد کودک، شاید فضاهای فرهنگی بتوانند حلقهای میان این دو باشند.
در آغاز سال تحصیلی معمولاً میپرسیم: چه چیزهایی باید به کودکان بیاموزیم؟
بیایید امسال این پرسش را مرور کنیم: چگونه آنها را برای شاد زیستن آماده کنیم؟
نه شادی به معنای بیخبری از رنج است؛ و نه امید به معنای انکار واقعیت. شادی میتواند توانایی دوباره ساختن باشد؛ دوباره ارتباط برقرار کردن، پیدا کردن معنا و، با وجود همه دشواریها، اجازه دادن به زندگی برای ادامه یافتن.
* مدیرعامل موسسه شهرکتاب
کد مطلب 2278849
-
برای شادی، برای آبادی: از مدرسه تا کتابفروشی
-
چین چگونه فقر را از کشورش دور کرد؟/ چاپ اول این کتاب به پایان رسید